تولدی در وهم یا وهمی در تولد
امروز اولین روز از دههی چهارم زندگیم بود. خود افزایش سن برام نگرانی نداره و کاملاً نسبت به سنم و عمری که گذشته حس معمولی و راحتی دارم. البته که این روزها سرشار از حسهای متنوعی هستم. عمیقترین حسی که تجربه میکنم حس تنهایی هست. قبل از این روزهای تنهایی به طرز عجیبی اتفاقات دردناکی رو تجربه کردم. چندین روزه که تنها زندگی میکنم و آشنایی رو نمیبینم. فکر کنم هیچ کسی توی دنیا نمیدونه من کجام. شاید محدودهها رو همکارانم بدونند ولی این که روزها و شبها دقیقاً کجا هستم یا این که من رو چه طوری میشه دید رو فکر نکنم کسی بدونه. وقتی میرم توالت درش رو نمیبندم که نکنه دستگیرهی پشتی بیافته و ت...
خواندن نوشته