آرش کدخدائی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

February 5, 2016 - شروعنگرش

سلام توی این دنیا همیشه لازم بوده که یه مقدمه‌ای بگم ولی اتفاقاً همین الان حوصله این کار رو ندارم. شعر زیر رو  دوست دارم، شاید بتونه مقدمه خوبی بشه. موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ساحل بهانه ای است، رفتن رسیدن است تا شعله در سریم، پروانه اخگریم شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم پرواز بال ما، در خون تپیدن است پر می‌کشیم و بال، بر پرده‌ی خیال اعجاز ذوق ما، در پر کشید…

ادمه‌ی نوشته

پرسشی برای انتخاب دو پرسش!

October 4, 2014 - روایت

شاید یکی از پرسش‌هایی که می‌تونه جوابش شناخت خوبی بده پرسش زیر باشه، پرسشی برای انتخاب دو پرسش! از بین دو پرسش زیر کدوم رو بیشتر از خودت می‌پرسی؟ چگونه چیز بیشتری کسب کنم و بدست بیارم؟ چگونه چیز بیشتری خلق کنم و به دنیا اضافه کنم؟ اینکه تو پاسخ سوال چه دروغی الان به خودمون می‌گیم مهم نیست مهم اینه که آدم‌ها حتی پول رو هم به دو دید نگاه می‌کنند عده‌ای بدست می‌آرند و عده‌ای خلق می‌کنند. عده‌ای علم …

ادمه‌ی نوشته

اسب آبی

April 9, 2014 - روایت

یه روزی یه اسبی می‌رسه به یه خر آبی (-جیگرم جیگرم جیگرم) و می‌گه: تا حالا دیدی کسی توی دریا در حال غرق شدن باشه، ساحل رو ببینه ولی بجای اینکه به سمت ساحل بره و به خشکی برسه؛ بره بسمت مخالف، بسمت افق، به سمت انتهای نامتناهی دریا؟ نه بخاطر اینکه خودش رو بکشه ها ... نه ... بخاطر اینکه ... نمی‌دونم اصلا شاید فقط می‌خواد بره. جیگر آبی! جواب می‌ده: آره دیدم. می‌دونم چی می‌گی ، اصلا یه شعر سرودم در وصف …

ادمه‌ی نوشته

ایجاد دو قطبی، ترساندن از لولو و موفقیت هوچیگرها

April 9, 2014 - نگرش

تا حالا آدمی رو دیدید که بخاطر ترس از تصادف با ماشین‌ها هرگز از خونه‌ش خارج نشه؟ تا حالا آدمی رو دیدید که نه تنها بخاطر ترس از تصادف با ماشین‌ها هرگز وارد خیابون نشه، بلکه دیگران رو هم به این کار ترویج کنه؟ ندیدید؟ من این چند روز میلیون‌ها نفر رو با چنین خصوصیاتی دیدم. میلیون‌ها ایرانی که بخاطر ترس از اینکه با سند ۲۰۳۰ فحشا به کشور وارد نشه به فلانی رای دادند. میلیون‌ها ایرانی که بخاطر ترس از این…

ادمه‌ی نوشته

دوبینی

January 13, 2014 - روایتنگرش

می‌گند یه روزی یه دهقانی می‌ره پیش اربابی، خانی، چیزی می‌شینه به درد و دل کردن و از سختی‌های زندگیش گفتن. از دخترش می‌گه که دوبینی داره، لوچه و همه چیز رو دوتا می‌بینه. ارباب توی جوابش می‌گه اینکه چیزی نیس خوب دختر منم دوبینه، لوچه، همه چیز رو دوتا می‌بینه. دهقان یه زهرخندی می‌زنه و می‌گه درست اما دختر من بدبختی رو دوتا می‌بینه، دختر تو خوشبختی رو دوتا می‌بینه. شما رو نمی‌دونم ولی منم مدت‌ها دوبی…

ادمه‌ی نوشته

تابلوهای پر استفاده‌ی این روزها

October 7, 2013 - روایت

این روزها اکثرا گجت‌هایی مثل موبایل، تبلت، لپتاپ و ... بجای اینکه برای راحت کردن زندگی و برطرف کردن نیازها استفاده بشند به عنوان تابلو استفاده می‌شند تابلوهای رنگی که به وضوح روشون با خظ خوانا نوشته: اینجانب دارای فقر فرهنگی و عقده‌ی دیده شدن هستم لطفا به من توجه کنید. دلیلم برای این حرفم هم فقط جواب یه سواله: آیا با پول کم‌تر و یا وسیله‌ی ساده‌تر می‌تونم نیازهام رو برطرف کنم؟ یس آی کن سو خفه شو …

ادمه‌ی نوشته

ترس بچه‌گانه‌ی بزرگ‌ترها

May 8, 2013 - نگرش

بچه‌ها رو دید؟ ندیدید؟ دیدید یا ندیدید؟ با فرض بر دیدن بر وزن ریدن باید بگم که بچه‌ها گاهی وقت‌ها می‌ترسند! یه وقت‌هایی، توی دل شب از سایه‌ها می‌ترسند؛از سایه درخت روی پنجره اتاقشون می‌ترسند و می‌رند زیر پتو. یه وقت‌هایی، شما به یه بچه لبخند می‌زنی و خالصانه براش ذوق می‌کنی و توقع داری که اون هم به تو جواب دلچسبی بده ولی یهو می‌زنه زیر گریه می‌ره پیش باباش. اِ... دِبیا حتی بعضی وقت‌ها خودمون یه ف…

ادمه‌ی نوشته

قرارداد منصفانه

April 26, 2013 - روایت

قابل توجه بعضیا طی یه قرارداد منصفانه بین من و سازمان حفاظت محیط زیست، قراره حق امتیاز تمام گنجیشک‌ها و گربه‌های این مملکت به مدت شصت سال در اختیار من باشه بنابراین اگه سنگ مفته ولی گنجشک دونه‌ای هزار وششصد تومنه و اگه قراره دم حجله تون گربه بکشید دیه‌ش می‌شه سیصد و هفت هزار تومن. در صورت خرید عمده‌ای تخفیف داده می‌شه و ضمناً در آینده قراره طی قراردادی دیگه وزارت راه، مسکن و شهرسازی در تموم مجوز …

ادمه‌ی نوشته

اگر من رئیس جمهور آمریکا بودم

March 14, 2013 - روایت

اگه من رئیس جمهور آمریکا بودم همه‌ی کارکنان کاخ سفید رو اخراج می‌کردم جاشون 4 تا پلنگ صورتی و 4 تا شکارچی پلنگ صورتی استخدام می‌کردم که هر دو دیقه یه بار یکیشون کاخ سفید رو صورتی کنه اون یکی آبی(نخطه) بعد می‌دادم 4 تا مامان ایرانی استخدام کنند بیارند تو مطبخ کاخ صورتی-آبی هر روز قرمه سبزی درست کنند بدن به کارکنان اخراج شده(نخطه) ظهر عاشورا هم استثنا قیمه بدن(نخطه) بعد هم اعلام می‌کردم تمام آمریکا…

ادمه‌ی نوشته

مجتبی

February 20, 2013 - روایت

معمولاً دست رو کسی بلند نمی‌کنم یا اگه کسی رو بزنم روی شوخیه! :D البته موارد دیگه هم داره که مربوط به سامانه دفاع مشتی بنده می‌شه ولی توی دوران راهنمایی یه رفیق داشتم بغل دستم می‌شست آقا اینو من خیلی زدم یعنی خیلی گوشش رو کشیدم، یه وختایی دل خودم می‌سوخت از بس بد می‌کشیدم البته موقعی بود که درس رو نمی‌فهمید یا حرف بیجائی می‌زد یادمه یه بار بهش گفتم مجتبی خره یه گوشات از اون یکی بزرگتر شده و قاه ق…

ادمه‌ی نوشته

طراحی با ♥ توسط آرش کدخدائی الیادرانی (@slasharash)