تابلوهای پر استفاده‌ی این روزها

15 مهر 1392 - روایت

این روزها اکثرا گجت‌هایی مثل موبایل، تبلت، لپتاپ و … بجای اینکه برای راحت کردن زندگی و برطرف کردن نیازها استفاده بشند به عنوان تابلو استفاده می‌شند
تابلوهای رنگی که به وضوح روشون با خظ خوانا نوشته:
اینجانب دارای فقر فرهنگی و عقده‌ی دیده شدن هستم لطفا به من توجه کنید.
دلیلم برای این حرفم هم فقط جواب یه سواله:
آیا با پول کم‌تر و یا وسیله‌ی ساده‌تر می‌تونم نیازهام رو برطرف کنم؟
یس آی کن سو خفه شو

پی‌نوشت: این صرفاً یک نوشته برای یادآوری به خودم در اینروزهاست.


 

پست منتشر شده در فیسبوک

ترس بچه‌گانه‌ی بزرگ‌ترها

18 اردیبهشت 1392 - آزاد

بچه‌ها رو دید؟ ندیدید؟ دیدید یا ندیدید؟
با فرض بر دیدن بر وزن ریدن باید بگم که بچه‌ها گاهی وقت‌ها می‌ترسند!
یه وقت‌هایی، توی دل شب از سایه‌ها می‌ترسند؛از سایه درخت روی پنجره اتاقشون می‌ترسند و می‌رند زیر پتو.
یه وقت‌هایی، شما به یه بچه لبخند می‌زنی و خالصانه براش ذوق می‌کنی و توقع داری که اون هم به تو جواب دلچسبی بده ولی یهو می‌زنه زیر گریه می‌ره پیش باباش. اِ… دِبیا

حتی بعضی وقت‌ها خودمون یه فیلم ترسناک می‌بینیم و شب که می‌خوایم بخوابیم یه ترسی داریم با اینکه می‌دونیم خبری نیس.

ما که بزرگ شدیم و شعورمون خدایی نکرده می‌رسه می‌دونیم اون چیز وحشتناک روی دیوار سایه درخته، اون آدمی که داره لبخند می‌زنه ایشالا قصدش خیره و اون روح توی فیلم توی خونه‌ی ما هم نیس!
می‌خوام بگم که اون ترس بچه از کجا میاد؟ از باور ذهنی خودش از دنیایی که خودش برای خودش می‌سازه. اگه شناخت داشت از اطرافش، می‌دونست که یکسری چیزها ساخته‌ی ذهن خودشه.
باور کنید خیلی از حقایق زندگی ما هم حقایق نیس و ساخته ذهن خودمونه. خیلی از این حصارهای اطرافمون رو خودمون برای خودمون درست کردیم. تمایز قائل شدن و فهمیدن اینکه کدوم واقعیته و کدوم ساخته‌ی خودمون نیاز به شناخت داره و شناخت بدست نمیاد جز چرت و پرت گفتن و به شماها خندیدن.
و من الله التوفیق


 

پست منتشر شده در فیسبوک

قرارداد منصفانه

6 اردیبهشت 1392 - آزاد

قابل توجه بعضیا

طی یه قرارداد منصفانه بین من و سازمان حفاظت محیط زیست، قراره حق امتیاز تمام گنجیشک‌ها و گربه‌های این مملکت به مدت شصت سال در اختیار من باشه
بنابراین اگه سنگ مفته ولی گنجشک دونه‌ای هزار وششصد تومنه و اگه قراره دم حجله تون گربه بکشید دیه‌ش می‌شه سیصد و هفت هزار تومن.
در صورت خرید عمده‌ای تخفیف داده می‌شه
و ضمناً در آینده قراره طی قراردادی دیگه وزارت راه، مسکن و شهرسازی در تموم مجوز خونه‌هایی که میده یک اتاق هم برای شترهای خوابیده دم خونه‌ها در نظر بگیره که این بنده خداها آواره نباشد.


 

پست نوشته شده در فیسبوک

اگر من رئیس جمهور آمریکا بودم

24 اسفند 1391 - آزاد

اگه من رئیس جمهور آمریکا بودم همه‌ی کارکنان کاخ سفید رو اخراج می‌کردم جاشون 4 تا پلنگ صورتی و 4 تا شکارچی پلنگ صورتی استخدام می‌کردم که هر دو دیقه یه بار یکیشون کاخ سفید رو صورتی کنه اون یکی آبی(نخطه)
بعد می‌دادم 4 تا مامان ایرانی استخدام کنند بیارند تو مطبخ کاخ صورتی-آبی هر روز قرمه سبزی درست کنند بدن به کارکنان اخراج شده(نخطه)
ظهر عاشورا هم استثنا قیمه بدن(نخطه)
بعد هم اعلام می‌کردم تمام آمریکایی‌ها به جای کروات باید از چپیه استفاده کنند و مهم‌تر از اون تمام آمریکایی‌ها باید منشور حقوق بشر کوروش رو از اول به آخر و از آخر به اول حفظ کنند(نخطه)
بعد آخر هر سال یه امتحان هم از همه‌شون می‌گرفتم که سوالاش اینا باشه:

1- کوروش خدا بود یا خدا کوروش؟ (برای رضایت کوروش پرستان)

2- کوروش در چند سال قبل از هجرت پیامبر(ص) منشور حقوق بشر را نوشت و آخرین راهپیمایی ای که کوروش شرکت کرد کدام بود؟ (برای رضایت مسئولان گزینش کشور دوست و برادر ایران)

3- اعراب ملخ خورند یا اصلا آدم نیستند فقط ما آدمیم؟ (برای رضایت پان ایرانیست ها )

4- آیا به حقوق بشری که تعریف می‌کنید عمل می‌کنید؟ (برای رضایت خودتان)


 

پست منتشر شده در فیسبوک

مجتبی

2 اسفند 1391 - روایت

معمولاً دست رو کسی بلند نمی‌کنم یا اگه کسی رو بزنم روی شوخیه!
البته موارد دیگه هم داره که مربوط به سامانه دفاع مشتی بنده می‌شه
ولی توی دوران راهنمایی یه رفیق داشتم بغل دستم می‌شست
آقا اینو من خیلی زدم یعنی خیلی گوشش رو کشیدم، یه وختایی دل خودم می‌سوخت از بس بد می‌کشیدم البته موقعی بود که درس رو نمی‌فهمید یا حرف بیجائی می‌زد
یادمه یه بار بهش گفتم مجتبی خره یه گوشات از اون یکی بزرگتر شده و قاه قاه خندیدم
توی تموم این مدت این بنده خدا سرزون به من بد خلقی نکرد
من رفتم دبیرستان و اون رفوزه شد، دورشدیم از هم گه گداری هم که توی خیابان همدیگه رو می‌دیدم فقط خوش خلقی بود و یه ذوق

بعدها خبر مرگش رو شنیدم
یادمه اعلامیه‌ش رو که می‌دیم با ذوق می‌گفتم این رفیق منه‌ها
احتمالاً خیلی‌ها هم درباره من قضاوت کردند که مهم نیس
به خودم می‌گم مجتبی حقش مرگ نبود ولی بعد می‌گم شاید حق دنیا داشتن مجتبی نبود
یادمه برای مرگش اشکی نریختم یا غم سنگینی نداشتم ولی همیشه به یادشم، نمی‌دونم شاید این ناشی از نوع دیدگاه من به مرگه که مرگ به موقع و به جا رو یه نعمت می‌دونم و باید شکر گذارش بود حتی (هوالحکیم)
ضمناً مجتبی رفیقمه ها
منتظر اعلامیه‌هامون هستم


 

پست منتشر شده در فیسبوک

خود ککه پنداری

17 بهمن 1391 - آزاد

موضوع انشاء : خود ککه پنداری
معلم عزیزتر از جانم از آنجا که موضوع انشاء آزاد بود بنده همراه با خارسوی محترمه وارد شور گشتیم و این موضوع را برگزیدیم
ریشه‌یابی این موضوع به سال‌ها پیش باز می‌گردد زمانی که نسلی از نژاد آریا احساس کرد که برای اولین بار ککه ای گشته است
این نژاد که در همه‌ی دنیا پخش شده خود را نوع خاصی از ککه پنداشته که حتی بخاطر این طرز فکر جنگ جهانی راه می‌اندازد
البته نوع نامحسوس این نژاد هم در کشوری در خاورمیانه مستقر گشته که سال‌ها ست با افتخار به گذشته موهوم خود حال و آینده‌ی خود را رها کرده و دلخوش به تاریخ است
در علت‌یابی این موضوع بنده احساس می‌کنم که بابا آدم و مامان حوا در آن روزگاران اشتباهی و توسط یه بوس کوچولو دارای بچه‌ای به نام آریا شدند
از آنجا که این بچه ناخواسته بود هروخ بابا آدم کارنامه‌ی آریا را می‌دید به او می‌گفت: که ای پسر تو تهش هیچ ککه‌ای نمی‌شی
و از آنجا بود که آریا یرای اثبات خود ککه‌ای شد و با اینکه سال‌ها ست بوش در اومده و حال بهم زن شده ولی در توهم گذشته است
الا ایحال برای بنده خود ککه پنداری مساوی ست با ایرانی


 

نوشته منتشر شده در فیسبوک

از حرف زدن خجالت بکش

12 دی 1391 - روایت

چند روز پیش برای اولین بار از این که می‌تونم جمله‌ای به زبون بیارم خجالت کشیدم
وقتی توی نمایشگاه مردی اومد جلوی من و من شروع کردم به توضیح دادن سرویس‌هامون، اصلاً بهم توجه نکرد و فقط تراکت‌ها رو می‌خوند؛ فقط یه نگاه ساده و ناشی از شرم کرد! تا اینکه دوستاش اومدند و با حرکت دست با همدیگه صحبت کردند.
اون لحظه آرزو می‌کردم که کاش خفه می‌شدم و حرفی نمی‌زدم تا ناشنواییش رو به یادش نیارم.

وقتی نگاه می‌کنم می‌بینم چقدر اونها محرومند و چقدر فراموش شده. ماهایی که اکثریتیم اونا رو فراموش کردیم.
هیچکس با خوندن اون تراکت‌ها نمی‌تونست همهٔ خدمات ما رو متوجه بشه و تموم ناشنواها این خدمات رو از دست می‌دند چون ما اون‌ها رو فراموش کردیم.
متأسفم همین.


پست منتشر شده در فیسبوک

نوشته‌های جدیدتر